نامم را پدرم انتخاب کرد!
نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم!
دیگر بس است!
راهم را خودم انتخاب خواهم کرد ...
|
ஜღღ پــــــــــــــــری کوچك غمگین ღღஜ ஜღღ خدايا بگير هر آنچه، كه تو را از من ميگيرد ஜღღ
|
||
|
...
|
![]() ![]() نوشته شده در تاريخ 90/10/14
توسط پريـــــــــــســـــــــــــــــــــــا
نامم را پدرم انتخاب کرد! نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم! دیگر بس است! راهم را خودم انتخاب خواهم کرد ... نوشته شده در تاريخ 90/08/18
توسط پريـــــــــــســـــــــــــــــــــــا
خدا گفت می خوری یا می بری ؟
گفتم : می خورم .
نمی دانستم ...
که حسرت را می خورند
و لذت را می برند !!! نوشته شده در تاريخ 90/07/21
توسط پريـــــــــــســـــــــــــــــــــــا
بی وفایی کن وفایت میکنند
با وفا باشی خیانت میکنند
مهربانی گرچه آیینه ی خوشبختیست
اما . . .
مهربان باشی رهایت میکنند . . . .
پری کوچک غمگین . . .
نوشته شده در تاريخ 90/07/08
توسط پريـــــــــــســـــــــــــــــــــــا
ديگه حوصله نت اومدن ندارم !
تا تابستون سال اينده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاي
سلام به همگی
ـاومدم بگم که اصن حالو روزه خوشی ندارم از نظر روحی ریختم بهم کلن میگم و به خاطر همه چی! مدرسه های کوفتی ام که مایه دق منه خیر سرش داره شوروع میشه ما یه ۱ هفته ای داریم میریم سفر دریا و اینا چشم سلام شما هم میرسونم فقط وبو تهنا نزارین هی شلوغش کنینو اینا تا من خوشال شم خوب دیگه داده بابام درو مد . باید برم - بای بای
نوشته شده در تاريخ 90/06/12
توسط پريـــــــــــســـــــــــــــــــــــا
خدایا !!!
کسی که قسمت کس دیگریست سر راهمان قرار نده تا شب های دل تنگیش برای ما باشد و روز های خوشش برای دیگری نوشته شده در تاريخ 90/05/17
توسط پريـــــــــــســـــــــــــــــــــــا
اگر كسي را نداشتي كه به او بينديشي به آسمان بينديش
چون در آسمان كسي هست كه به تو بينديشد زندگي تفسير ۳چيزه ! ۱.خنديدن ۲.بخشيدن ۳.فراموش كردن پس بخندو ببخشو فراموش كن! در مدرسه زندگي در كلاس دنيا سرزنگ املا یادمان باشدبر محبت هایمان تشدید بگذاریم تا حتی نیم نمره از مهربانی هایمان کم نشود
درجایی ۲بار بنویس هیچ کس ۲بار زندگی نکرد! وروزی ۲بار بخوان !
نوشته شده در تاريخ 90/05/05
توسط پريـــــــــــســـــــــــــــــــــــا
سلام از بس من سريال تقدير يك فرشته رو دوست دارم دلم نيومد تو وبم مطلبي ازش نزارم!
Maite Perroni Beorlegui (ماريچي) و ویلیام خواترز لوی (خوآن ميگل) يكي از بهترين بازيگراي محبوب منن ولي امشبش خيلي بده از بس اين فيلم طولانيه ديگه خسته شدم وطاقت نيووردم و امروز اومدم نت و فهميدم كه اخرش چي ميشه! پلیس هم از استفانیا بازجویی میکنه ولی استفانیا همه چیز رو انکار میکنه ولی ایزابل با فشارهای پلیس استفانیا رو لو میده و پلیس دستگیرش میکنه و استفانیا میفته زندان بعدش قاضی بیلارد میفهمه که استفانیا دختر واقعیش نیست و دختر واقعیش کسی نیست جز ماریچی به خاطر همین سکته قلبی میکنه ودر بیمارستان بستری میشه تا اینکه ماریچی پدرش رو میبخشه وکم کم رابطشون با هم خوب میشه از اون طرف هم که ماریچی کور شده چیزی به خوان نمیگه و خوان هم فکر میکنه که ماریچی دوستش نداره و میخواد از مکزیک بره که اونلیا بهش میگه که ماریچی کور شده ماریچی رو جلو کلیسا میبینه و میفهمه که ماریچی کور شده و تصمیم میگیره جراح چشم بشه تا ماریا رو عمل کنه و ماریچی چشماش بعد از عمل خوب میشه که در اینجا با خانومی به اسم انا جولیا که دوست ماریچی هست وخیلی به ماریچی حسودی میکرد اشنا میشه عاشق خوان میشه و وقتی میبینه که خوان بهش علاقه نداره به خوان دارو میده تا بگه که باهاش رابطه داره و بچه ای که بارداره مال خوانه ولی بعدش لو میره که اون بچه مال امادوره و وقتی ماریچی میفهمه بچه مال خوان نیست تصمیم میگرن تا با هم ازدواج کنن ولی انا جولیا روز عروسی ماریچی رو میدوزده وبهش دارو میده بعدشم به ماریچی میگی اگه خوان میگل مال اون نشه مال ماریچی هم نمیشه و انا جولیا که بچه اشم که به دنیا اومده بود با خودش اورده بود تا سه تا شون اتش بگیرن از اون طرف خوان میگل با پلیس واتش نشانی میاد ولی وقتی میاد که اون مکان کاملا اتیش گرفته انا جولیا پشیمون میشه و از ماریچی میخواد که ببخشش ولی انا جولیا بدلیل دود زیاد که توی ریه هاش میمیره خوان که نا امید میشه و فکر میکنه که ماریچی مرده یکدفعه ماریچی به همراه بچه ی انا جولیا بیرون میاد بعدشم پوریتا و ادریان بچه ی انا جولیا رو به فرزندی قبول میکنند و امادور هم که دریه حادثه ای ویسنته رو کشته بود به زندان میفته و ماریچی و خوان باهم ازدواج میکنند و صحنه اخرم ماریچی وخوان میگل و بچه هاشون کنار ساحل هستنند رو نشون میده و پایان. عكسهايي از ماريچي و خوان .
ویلیام خيلي دوسمت دارم
![]() ماريچي جونم اي لاو يو گرو گر
نوشته شده در تاريخ 90/05/05
توسط پريـــــــــــســـــــــــــــــــــــا
آنرا نوع تکامل نیافته ای از خانوار فیل ها دانسته اند. ( قوی بخاطر اینکه قادر است روزانه با احساسات و آبروی 10 دختر بازی کند و بعد هم بره سراغ یکی دیگه) این جاندار عظیم المغز اکثرا از طرف جنس مخالف با القاب : نخراشیده ، لندهور ، .. مورد خطاب قرار میگیرد. و هوس بازه و تا از طرف خانواده اش تحت فشار قرار نگیره ؛ تن به ازدواج نمیدهد. و در شناسایی رنگهای ترکیبی بسیار ضعیف نشان میدهد. نوع ایرانی: غالبا با آویختن زنجیر طلا به گردن و آرایش زنانه خودنمایی و دوست دارد جلب توجه کند. و با زدن مدلهای مختلف مو که اکثرا برگرفته از حیوانات است و ریش های اجق و جق ( دکمه ای و پروفسوری یا همون توالت فرنگی و غیره) خودش واسه خودش کلاس میذاره بجای پس انداز و تهیه ی مقدمات و تمهیدات لازم برای تشکیل خانواده؛ با چند گوشی تلفن همراه و 30 عدد سیمکارت پولهایش را صرف محاورت و مُراوِدَت بیهوده با دخترها میکنه و هنگام ازدواج که جیبش رو خالی می بینه شانس و اقبالش را لعنت میکنه و طلبکار خدا میشه. بجای مطالعه کتاب و افزایش معلومات و علوم دینی واجب، دیدن مسابقات فوتبال آنهم با صدای بلند رو ترجیح میدهد. خودخواه است و اکثرا غافل از وظایف خویش است ولی دائم وظایف خانم رو با گوشه و کنایه روزی 12 بار یادآور میشه با وجود اینکه میدونه گفتن دوست دارم عزیزم به خانم خانواده، معجزه میکنه ولی جون میکنه تا شفاها به همسرش بگه دوست دارم عزیزم. – فک میکنه فقط اون سر کار میره و خانم تو خونه بیکار نشسته و تلویزیون تماشا یا با تلفن صحبت میکنه، دریغ از اینکه پختن غذا و شستن ظروف و البسه و گردگیری منزل خود به خود انجام نمیشه وقتی از سر کار برمیگرده ؛ طلبکار خانوم بچّه هاست و انگاری که کوه ابوقبیس رو جابه جا کرده . – بیرون از خونه با اخلاق و خنده اَمانَش نمیده ولی داخل منزل بدعنق و عصبی و خشونت طلبه – اگه خانومش بره به مادرش سر بزنه با دعوا و جار وجنجال میگه: هر روز خونه مادرت چی میخوای ؟ اصلا چی دارید بهم بگید. اگه میرفتی و حرفای جدید یاد نمیگرفتی که مشکلی نبود و قهر میکنه و اگه خانم مدتی به مامانش سر نزنه میگه : نمیخوای یه سر به مادرت بزنی؟ بابا یه مرخصی هم به مخ ما بده برای شنیدن نق نق هات تجدید قوا کنه. – این جاندار سَعیَش بر این است که خانوم بچّه ها رو قانع کنند بدون اون به خونه مادرخانوم، برای مهمونی بروند ولی برای رفتن به خونه مادر خودش بالاجبار همه افراد خانواده رو بسیج میکنه و هیچ عذری رو نمی پذیره. – این موجود نصیحت پذیر نیست و بیشتر سعی میکنه به شیوه آزمایش و خطا که در بین مسولین کشوری هم بسیار رایج است، خانواده رو اداره کنه و هر گز به خطایش اقرار نمیکنه و دائم با هزاران دروغ، در حال توجیح کردن کارهایش است. - توانایی بالایی در ایراد گرفتن از افراد خانواده و همیشه آغازگر دعواست و هنگام بیکاری ؛ بی پولی و کم حوصلگی نقش این عمل پر رنگتر می ظاهره – همیشه فک میکنه که خیلی می فـهمه و از مشورت پرهیز داره و زنی رو نجیب می دونه که تاوان تمام اشتباهاتش رو بپردازه و سر گلایه و شکایت اصلا باز نکنه. – با پیشنهاد همسر برای تغییر دکوراسیونِ خانه بشدّت مخالف است ولی بعد از انجام؛ بسیار خوشحال و شادمان است. همیشه فک میکنه دست پُخت خانمهای دیگه از خانم خودش بهتره و دائم همسرش رو آماج سرکوفت هایش قرار میده – دائم شرط ادب رو رعایت نمیکنه و حرف همسرش رو قطع میکنه – دوست داره خانم پایبند به حجاب و اصول اخلاقی خانواده باشه ولی خودش با دختران و زنان دیگه گفتمان و خوش و بش و ... داشته باشه – توهّم پذیره و خیلی خودش رو بزرگ می بینه که خانم منّت کشی کنه - حتی الامکان سعی میکنه خرید اسباب و اثاثیه منزل رو به روزها و ماههای آینده موکول کنه – در جمع؛ بجای تحسین این جاندار به خشونت و بیرحمی و قدرت و شجاعت مشهور است لماتی رو بکار میبره که از آن تحقیر همسر و خانواده اش استنباط میشه – با وجودی که پ/نوشت: دیگه مهم نیست ........ بیهوده فریـــــاد بزنم یا نه...... چون من شــــوق زندگی دارم...... نوشته شده در تاريخ 90/04/31
توسط پريـــــــــــســـــــــــــــــــــــا
ترين ها:
مهربان ترين آدم دنيا: مادر شيرين ترين لحظه زندگي: عيدي گرفتن يك بچه بهترين دوست نوجواني: تنهايي بهترين هديه ي جواني: نگاه فتنه انگيزترين چيز توي زندگي: دروغ بهتريم هديه دوران عاشقي: بوسه |
|
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : Night Skin ] | ||